من و آذر و سپیده (قسمت دوم)

آذر لخت روی تخت منتظر سپیده بوده و سپیده هم که لخت بود می ره اونجا و شروع می کنن لب گرفتن و با سینه و کوس همدیگه بازی کردن.

آذر لخت روی تخت منتظر سپیده بوده و سپیده هم که لخت بود می ره اونجا و شروع می کنن لب گرفتن و با سینه و کوس همدیگه بازی کردن. سپیده لبهاشرو رو لبهای آذر می گذاره و زبونش رو تو دهن آذر جوری می چرخونه که پشت لثه های آذر رو با زبونش حس می کنه و آذر هم که تو این کار خیلی وارده چنان با زبونش استادانه زبون سپیده رو لیس می زنه که سپیده خیلی خوشش می آد . سینه های سپیده که کمی بزرگتر از سینه های آذر هستش رو با دستهاش می ماله و چنان با نوکش بازی می کنه که هم خودش و هم سپیده کلی کوسهاشون خیس شده و آب انداخته بوده. (آذر حدود 10 سانت قدش بلندتر از سپیده است وخیلی هم خوشکله و سپیده هم که قبلاً براتون گفتم یک کم تپل تر و کون بزرگی داره و صورت قشنگی داره ) دستهای سپیده هم که به کوس آذر بودش و با انگشتش با چوچول آذر بازی می کرد و انگشت وسطیش رو کرده بود تو کوس آذر و با دست دیگه هم سینه های آذر رو می مالیده تو این حالت خوب می دونم که آذر چه حالی داره بعدش هم سپیده میاد رو آذر که رو تخت خوابیده بوده و پاهاش رو باز می کنه و کوسش رو می ذاره دم دهن آذر و خودش هم مشغول لیسیدن و خوردن کوس آذر می شه آذر هم شروع می کنه کوس سپیده رو لیسیدن که هر دو شون حسابی در حال لذت بردن از هم بودن .

صدای هر دوشون از ناله هایی که می کردن بلند بود و چنان آآآآآآآآه و اوووووووووووووهی راه انداخته بودند که بیا و ببین .

چون تا حالا هیچکدومشون با همجنس خودشون سکس نکرده بودن طوری هر دوشون با کوس هم بازی می کردن که انگار برای اولین باره که دارن یک کوس می بینن (البته واقعاً هم همینطور بود ) و این اولین باری بوده که تجربه سکس بصورت لزبین داشتند و براشون خیلی جالب بوده و حسابی تحریک شده بودن و داشتند به سر حد لذت می رسیدند و کوس همدیگه رو می خوردند و می لیسیدند و سپیده که می دونست هر لحظه ممکنه من وارد اتاق بشم جوری خوابیده بود که بتونه درب اتاق رو ببینه ولی آذر نتونه ببینه برای همین کوسش رو به دهن آذر فشار می داد و از اینطرف کوس آب انداخته آذر را با حرص و ولع خاصی می خورد و می لیسید و با انگشتهاش تو کوس و کون آذر بازی می کرد

آذر هم که رونهای بلوری سپیده دو طرف صورتش بود بدون توجه به اینکه سپیده چی کار می کنه مشغول خوردن کوس سپیده بود و زبونش رو تو کوس سپیده فرو کرده بود و با انگشت دست راستش هم با سوراخ کون سپیده بازی می کرد و با دست چپش هم سینه های خودش رو می مالید . نوک سینه های سپیده هم به شکم آذر مالیده می شد و پشت دست چپ آذر که مشغول مالیدن سینه هاش بود هم به بدن سپیده می خورد و هر دوشون رو بیشتر تحریک می کرد.

چند دقیقه ای بود که وارد خونه شده بودم و بی سرو صدا اومده بودم تو پذیرائی و چون چراغ پذیرائی خاموش بود من هم روشنش نکرده بودم ولی نوری که از اتاق خواب افتاده بود تو پذیرائی طوری بود که بتونم بدون روشن کردن چراغ ببینم کجا هستم از دور طوری که متوجه نشن تو اتاق خواب رو نگاه می کردم و به آرومی به صورتی که صدا نکنه لباسهام رو در می آوردم داشتم می دیدم که چطوری سپیده و آذر دارند با ناله هاشون و آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه کشیدناشون به سر حد لذت می رسند البته منتظر بودم که به موقعی برسند که نزدیک ارضاء شدنشون باشه چون می خواستم اونقدر از همدیگه لذت برده باشند که دیگه پیش هم خجالتی نکشن در ضمن آماده باشند (یعنی زمان ارگاسمشون رسیده باشه تا من که رفتم بدون هیچ مخالفتی هر دوشون خودشونو در اختیارم بذارن)

از تو حال میدیدم که دارن به حالت 69 با هم حال می کنن و آذر اصلاً نمی تونه تو پذیرائی رو ببینه ولی هر چند لحظه یک بار سپیده یک نگاهی به پذیرائی می اندازه ولی من طوری خودم رو پنهان کرده بودم که سپیده هم نتونه منو ببینه من هم لخت شده بودم و فقط شورت پام بود و کیرم هم حسابی بزرگ شده بود و داشت به شورت فشار می آورد.

من هم با دست کمی کیرم رو مالیدم و جابجاش کردم و منتظر بودم تا ببینم موقعش کِی هست که باید برم داخل .

آذر که زیر سپیده بود خودشرو داشت بشدت تکون می داد و آآآآآآه و اااااااااااوووووووووووه می کرد و سپیده هم دیگه صداش در اومده بود و هر دوشون نزدیک به حالت اورگاسم و ارضاء شدن بودند .

تو همین موقع سپیده به آذر گفت : اگه حمیدآقا آلان اینجا بود چی کار می کردی ؟؟

آذر هم که حسابی حشری بود گفت : وااااااااااااااااای اگه الان اینجا بود ، می انداختمش رو تخت و کیرشو می کردم تو کوسم و حسابی حال می کردم .

من که وضع رو اینطور دیدم در حالی که ساعت حدود 8 و20دقیقه بود به آرومی وارد اتاق خواب شدم ……

ادامه دارد………….

نویسنده : حمیدبلا

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: