ساناز (قسمت دوم)

وقتی دیدم که صورتش از حالت ناراحتی به خنده برگشته خوشحال شدم و به چشمهاش که نگاه کردم دیدم خمار شده من هم معطل نکردم و لبهام رو به لبهاش چسبوندم

وقتی دیدم که صورتش از حالت ناراحتی به خنده برگشته خوشحال شدم و به چشمهاش که نگاه کردم دیدم خمار شده من هم معطل نکردم و لبهام رو به لبهاش چسبوندم و اونم که منتظر این لحظه بود با حرص و ولع خاصی شروع به مکیدن لبهای من کرد و من هم زبونم رو تو دهنش کرده بودم و زبونهامون داشت به هم گره می خورد . تو این حالت همیشه ناخوداگاه دستم بیکار نمی مونه و با سینه هاش بازی می کردم . همینطور که دست دیگم داشت پشت و کمرش رو نوازش می کرد به آرومی تی شرتش رو از کمرش به سمت بالا جمع می کردم و پشت نرمش رو دست می کشیدم که به سگک سوتینش رسیدم و آروم اونرو هم باز کردم تو این لحظه لبهامون از هم جدا شد . ساناز با آرومی تی شرت و سوتینش رو در آورد و دو باره لبهاش رو به لبهام نزدیک کرد از دفعه قبل خیلی واردتر شده بود . معلوم بود تو این مدت (با دوست پسر نامردش ) خیلی حال کرده بوده . سکوت همه جارو گرفته بود و صدای نفسهای ساناز که نشان از رضایتش برای همه چی بود تو اتاق پرشده بود بلند شدم و ساناز رو بلند کردم و به طرف اتاق خواب کوچیک آپارتمان بردمش و روی تخت نشوندمش بعد شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم . ساناز سریع شلوارکش رو در آورد و فقط یک شورت تنش بود دستهام رو گرفت و گفت می خواهم خودم لباسهات رو در بیارم بعد من رو رو تخت نشوند و خودش جلوم ایستاد با چشمهای هوسناکش منو نگاه می کرد و شروع کرد به در آوردن لباسهای من ، پیرهن و زیر پوشم رو در آورد و بعد کمربندم رو باز کرد و دکمه های شلوارم رو باز کرد و حالا جلوی من رو زمین زانو زده بود طوری که صورتش مقابل کیرم قرار داشت شلورام رو در آورده بود و شورتم رو پایین کشید ، کیرم مثل یک پرنده ای که از قفس آزاد شده باشه بیرون پرید و چند تا تکون خورد و رو به بالا ایستاد. ساناز رو به کیرم کرد و گفت دلم برات تنگ شده بود مخصوصاً حالا که می تونم راحت تر از قبل ازت استفاده کنم .

ساناز این رو گفت و شروع به لیسیدن و بوسیدن کیرم کرد و بعد هم شروع به ساک زدن کرد خیلی استادانه کیرم رو تو دهنش گرفته بود و طوری ساک میزد که آدم فکر می کرد سالهاست که اینکاره است چند دقیقه ای همینطور نشسته بودم و ساناز هم مشغول بود ، برای اینکه به این زودی خراب نشم سرش رو از روی کیرم بلند کردم و بازوهاشرو گرفتم و بلندش کردم و رو تخت خوابوندمش و اینبار نوبت من بود که با در آوردن شورتش اون رو هم مثل خودم کاملاً لخت کرده باشم .

سرم رو لای پاهاش قرار دادم و با نوک زبونم شروع کردم به لیسیدن چوچول کوسش چند لحظه بیشتر نگذشته بود که صدای ناله و آه ه ه ه ه و اوهش اتاق رو پرکرده بود من هم که در کوس لیسی مهارت خاصی دارم همونطور که داشتم زبونم رو داخل کوسش و به لبه های کوسش می مالیدم ، با یک دستم باسنش رو می مالیدم و با دست دیگم هم با یکی از سینه هاش بازی می کردم و نوک سینش رو هی با دو تا از انگشتهام فشار می دادم ، با این کارم نوک سینه هاش مثل سنگ سفت شده بود و به اندازه یک بند انگشت بزرگ شده بود، آروم آروم با لیسیدن دور کوسش ، شروع به بوسیدن و لیسیدن بالای کوسش و حرکت رو به بالا کردم حالا دیگه دو تا دستم رو سینه های کوچیک و سفتش بود و خودم به سمت بالا و صورتش در حال حرکت بودم و همچنان با بوسه های خودم نمی ذاشتم که از حالت شهوتی که تمام وجودش رو گرفته بود خارج بشه تمام فضای اتاق بوی سکس گرفته بود و با وجود سرمای 20 درجه زیر صفر فیروزکوه ما دو تا مثل کوره داغ بودیم . به سینه ها و گردنش رسیده بودم و با بوسه های ریزی که می زدم هر لحظه به شهوتش اضافه می شد تا دو باره به لبهاش رسیدم حالا لبهام رو لبهاش چفت شده بود وقتی داشتم رو به بالا می اومدم از هوسش پاهاش رو به هم چسبوند و حالا کیرم داشت به لای رونهاش که به هم چسبیده بود نفوذ می کرد ، کاملاً روی ساناز بودم و اون داشت وزن من رو تحمل می کرد نوک کیرم حسابی خیس شده بود و کوس ساناز هم خیس آبش بود ، پاهاش رو کم کم از هم باز کرد و زانوهای من رو تخت قرار گرفت . تمام فکرم این بود که کاری کنم که ساناز نهایت لذت رو ببره . حالا یکی از دستهام رو برده بودم به سمت کوسش و داشتم با کوسش بازی می کردم ، تو همین موقع بود که ساناز با آرومی گفت دیگه تحمل ندارم زودتر بکن ، کیرتو می خواهم زودباش . با آب کوسش که دستم رو خیس کرده بود نوک کیرم رو خیستر کردم و به آرومی سر کیرم رو روی کوسش قرار دادم و با حرکت های آرومی که به کمرم دادم نوک کیرم رو به آرومی تو کوسش می کردم و در می آوردم خودش که متوجه شده بود من هنوز هم می ترسم از جلو بکنمش پاهاش رو دور کمرم حلقه کرد و با فشاری که به کمرم آورد کیرم تا انتها تو کوسش فرو رفت و چون کیر من بزرگتر بود (از کیر دوست پسرش ) آآآآه ه ه بلندی کشید ولی زود آروم شد . من هم که دیدم چاره دیگه ای نیست شروع به تلمبه زدن کردم صدای آآآآآه و اوه ساناز در اومده بود من که می دونستم برای اینکه بیشتر حال بکنه چه کارهایی باید کرد گفتم بلند شو من زیر بخوابم و تو بیا رو که سریعاً این کار رو کردیم و حالا من زیر بودم و اون هم رو کیرم نشسته بود و با سرو صدای زیادی داشت بالا و پایین می شد و من هم با یک دستم سینه اش رو می مالیدم با دهنم اون یکی سینه اش رو می مکیدم و با دست دیگم هم داشتم با کونش بازی می کردم ، خودم می دونستم که زیاد دوام نمی یاره و شاید فقط یک دقیقه طول کشید که تو این حالت با چند آآآآآآآآآه بلندی که کشید ارضاء شد و روی تن من همونطور که کیرم تو کوسش قرار داشت ولو شد . من که دیدم اون ارضاء شده وبرای اینکه بیشتر اذیت نشه بلندش کرده و چهار دست و پا رو تخت نشوندمش و خودم رفتم پشتش و کیرم رو با کوسش میزون کردم و فرو کردم توش تو این حالت شروع کردم به تلمبه زدن کپلهای نرمش به شکمم می خورد و من هم خوشم می اومد تا چند دقیقه بعد که آبم خواست بیاد کیرم رو کشیدم بیرون و گذاشتم رو شکاف کونش و آبم با فشار رو پشتش خالی شد . با دستمال پشتش رو تمیز کردم و کنار هم رو تخت ولو شدیم …….

ادامه دارد……

نویسنده : حمیدبلا

یک پاسخ

  1. برام عکس سکس بفرست خواهش میکنم

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: