من و آذر و سپیده (قسمت ششم)

به کوری چشم دشمنان و اونهائی که نمیتونند ببینند دیروز رکورد شکوندین ، از همه تون متشکرم
آمار دیروز : حدود 17 هزار بازدید بوده است
لطفاً نظر هم یادتون نره ، البته باید قبل از این داستان ماجرای من و سپیده رو براتون منتشر می کردم که فراموش کردم
حالا ادامه داستان رو بخونین

من رو مبل سه نفره روبروی تلویزیون نشسته بودم و به آذر و سپیده اشاره کردم که بیان و پیش من بشینن .

من رو مبل سه نفره روبروی تلویزیون نشسته بودم و به آذر و سپیده اشاره کردم که بیان و پیش من بشینن . اونها هم اومدن و آذر نشست بغل دستم ولی سپیده که هنوز می خواست وانمود کنه که خجالت می کشه رو یک مبل تکی کنار آذر نشست .

یک نگاهی به سپیده انداختم و گفتم : چی شد ؟؟ بغل ما خار داره ؟؟؟ بیا دیگه ….چرا خجالت می کشی ؟؟؟

سپیده هم با عشوه و ناز و نگاهی که به آذر انداخت «می دونستم هنوز میترسه زیاد خودمونی بشه ، البته نه اینکه از من خجالت بکشه . نه ، چون من قبلاً از خجالتش در اومده بودم . بیشتر ترس از آذر بود که نکنه یهو یه چیزی بهش بگه یا ناراحت بشه» بعدش آروم اومد و اون طرف من نشست . آذر سرش رو شونه راستم بود و پاشرو رو پاش انداخته بود و سینه هاش به بازوم کشیده می شدن و منرو تحریک می کردن ولی سپیده فقط سمت چپم نشسته بود و پاشرو انداخته بود رو پاش رو کمی خودشرو به من تکیه داده بود ولی سعی می کرد خودشرو کمتر بهم بماله که آذر ناراحت نشه ، منهم که از سه طرف بهم فشار می اومد یعنی از راست و چپ آذر و سپیده بهم تکیه داده بودن و تحریکم می کردن از جلو هم کیرم دو باره قد کشیده بود و داشت از زیر شورتم خودنمائی می کرد و منو اذیت می کرد .

گفتم : اگه موافقید فیلمرو روشن کنم ببینیم چی بود که اونطوری شدید؟؟؟

سپیده هیچی نگفت ولی آذر که خیلی هم تحریک شده بود و آروم داشت با کیرم هم بازی می کرد گفت : روشن کن تا ببینیم . من هم DVD رو روشن کردم و تلویزیون رو هم به سپیده گفتم روشن کنه و فیلم شروع شد . چند دقیقه ای از فیلم گذشت و به جاهای تحریک کننده فیلم رسیده بود نگاه آذر دیگه به فیلم نبود و با کیرم مشغول بود کم کم سرش رو برد پایین و کیرم رو از تو شورت آزاد کردو شروع کرد برام ساک زدن .

تو این میون گفتم : چه فیلمی خیلی احساسی و قشنگه . از کجا آوردید؟

که سپیده که مدتی بود ساکت بود گفت : از دوستم گرفتم .

من هم گفتم : عجب دوستایی داری ( منظورم خودم بود) !!!!

یک نگاه به سپیده کردم و یه چشمک زدم و سرآذر پایین بود و داشت برام ساک می زد منهم که پاهام رو حسابی وا کرده بودم دست چپم رو برده بودم پشت سپیده و بازوش رو گرفتم و کمی بطرف خودم کشیدمش اون هم خودشرو شل کرده بود که من بتونم راحت بکشمش سمت خودم اون دستم رو بردم جلو و با دو دستم تاپش رو به کمک خودش از تنش در آوردم دستم رو بردم زیر سینه هاش و گرفتم خودمرو کمی خم کردم و سپیده رو هم به طرف خودم کشیدم تا بتونم نوک سینه هاش رو با زبونم احساس کنم اونهم کمک کرد و خودشرو به سمت من متمایل کرد ، جوری که هر دو تا سینه اش جلو صورتم باشه . آذر داشت خودشرو جابجا می کرد و بعد از در آوردن شورت من ، به آرومی رفت بین پاهای من نشست طوری که درست دهنش جلو کیرم قرار بگیره منم که پاهام رو تا جائی که می تونستم باز کرده بودم که آذر راحت تر باشه از اینطرف هم سپیده کمک کرد تا زیرپوشم رو هم در بیارم حالا سپیده شروع کرده بود به لب گرفتن و داشت با لبها و دهنش منو می خورد . منهم که با دستهام داشتم سینه و باسنش رو می مالیدم گفتم صبر کنید اینطوری که نمیشه و آذر رو بلند کردمو اون لباس خوابی که تنش بود و به کمک خودش در آوردم و شورتش رو هم درآوردم و پرت کردم یک گوشه و سپیده هم همون موقع خودش شورتش رو درآورده بود (شاید می ترسید شورتشرو پاره کنم !! هه هه هه) حالا من رو مبل دراز کشیده بودم و آذر همچنان داشت کیرم رو می خورد و می لیسید و به بیضه ها و نوک کیرم و زیر کیرم زبون می کشید و از اینطرف هم داشتم لبهای شیرین و خوشمزه سپیده رو می مکیدم و دورشرو می لیسیدم با دستهام سر سپیده رو از صورتم جدا کردم و تو چشمهاش نگاه کردم ، برق رضایت تو چشمهاش موج می زد ولی هیچی نمی گفت آروم آوردمش بالا تر طوری که سینه هاش روبروی صورتم قرار بگیره . شروع کردم به خوردن سینه های درشت و سفیدش که از سینه های آذر بزرگتر بود نوک سینه هاش رو طوری می خوردم و می لیسیدم که صدای ناله هاش در اومده بود آذر که دیگه داشت این صحنه رو تماشا می کرد نمی خواست که ما رو از حسی که تمام وجودمون رو پر کرده بود بیرون بیاره برای همین اون هم مشغول لب گرفتن از سپیده شد و من هم با دستهام داشتم سوراخ کون و کوس سپیده رو نوازش می کردم و با انگشتهام باهاشون بازی می کردم ، چون می خواستم سوراخ کونش طوری باز بشه که بتونم بکنم توش . سپیده هم که این موضوع رو فهمیده بود کونشرو بیشتر قر می داد تا انگشتم بیشتر تو بره دیگه انگشت وسط دست راستم تا ته تو سوراخ کونش بود و با شصت دستم هم داشتم تو سوراخ کوس سپیده رو جستجو می کردم . اون هم همینطور که سینه هاش دم دهنم بود بیشتر و بیشتر خودشرو تکون می داد و کونشرو رو دستم می چرخوند و می مالید. فهمیده بودم که خیلی تحریک شده و حسابی کونش آماده است سینه هاش رو با دست چپم از روی دهنم جدا کردم و بهش گفتم به آذر بگو بره کِرِم بیاره جاشرو بگو تا خودش بیاره انگشتم هنوز تو سوراخ کونش بود سپیده هم جای کِرِم رو به آذر گفت و آذر هم رفت آورد بعدش من از رو مبل بلند شدم و به آذر گفتم رو مبل دراز کشید ولی به شکلی که سرو سینه اش از روی دسته مبل به سمت زمین بود و شکمش رو مبل بود.

آذر گفت : چی کار می خواهی بکنی ؟؟؟؟

گفتم : می خواهم سپیده رو از کون بکنم ، تا تو هم یاد بگیری !!!!!!

(آخه تا حالا با آذر از کون سکس نکرده بودم . یعنی راستش چند بار خواستم ولی تا شروع می کردیم ، می گفت درد داره و من هم برای اینکه ناراحت نشه بی خیال می شدم «این هم یکی دیگه از درسهای همسر داری هستش » ).

حسابی سوراخ کون سپیده رو با کِرِم چرب کردم و اول با یک انگشت می کردم و بعد دو تا انگشتم رو یواش یواش تا ته کردم توش جوری که دیگه خودش هم با من همراهی می کرد و کونش رو عقب و جلو می کرد رفتم پشتش و یک پاش رو هم از روی مبل گذاشتم زمین طوری که دو تا پاش حسابی از هم باز بشه و گشادی سوراخاش معلوم باشه ، با همون کِرِم کیرم رو هم حسابی چرب کردم و سرش رو با سوراخ کون سپیده تنظیم کردم یک نگاه به آذر انداختم دیدم داره می ره سمت سر سپیده و نشست جلو صورتش و بعد رو زمین صوری خوابید و پاهاشرو باز کرد که کوسش جلو دهن سپیده قرار بگیره . این صحنه ها حسابی تحریکم می کرد و به آرومی کیرم رو هل دادم تو کون سپیده البته با دستهام کمر سپیده رو چنان محکم گرفته بودم تا وقتی بهش فشار میارم خودش جلو نره …..

ادامه دارد……

نویسنده : حمیدبلا

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: