من و سپیده (قسمت چهارم)

از اکبرجوجه که برگشتیم ساعت حدود 3 بود و می بایست تا قبل از ساعت 5 می رفتیم ترمینال تا ماشین برای برگشت گیرمون بیاد . تو راه برگشتن از اکبر جوجه یه مقدار هم خرت و پرت ، مثل دلستر و کیک و چیپس و این جور چیزها گرفته بودم که دوباره ضعف نکنیم .

از اکبرجوجه که برگشتیم ساعت حدود 3 بود و می بایست تا قبل از ساعت 5 می رفتیم ترمینال تا ماشین برای برگشت گیرمون بیاد . تو راه برگشتن از اکبر جوجه یه مقدار هم خرت و پرت ، مثل دلستر و کیک و چیپس و این جور چیزها گرفته بودم که دوباره ضعف نکنیم .

من دوباره پیشنهاد چای رو به سپیده دادم که اون هم موافق بود ولی این بار خودش اومد آشپزخونه و تو چای درست کردن کمک کرد . چای که آماده شد به همراه کیک بردیم داخل همون اتاق قبلی یک بسته هم بادام زمینی مزمز گرفته بودم که اونرو هم بردیم اونجا اینها رو که خوردیم گفتم تا آماده می شی (برای دادن) من سینی رو می برم . سپیده هم که منظورم رو فهمیده بود بلوزش رو در آورده بود وقتی برگشتم دیدم رو تخت نشسته ولی شلوارش هنوز به پاشه . گفتم پس چرا لخت نشدی دیر میشه ها……

گفت اینو گذاشتم خودت در بیاری

من هم که خیلی دوست دارم خودم تکه تکه لباسهاش رو در بیارم رفتم پیشش نشستم و اول سوتینش رو باز کردم و بعد دکمه و زیپ شلوارش رو باز کردم تازه یادم افتاد که شورت نداره واسه همین خودش شلوارش رو در نیاورده بود . دوباره چشمم که به کوسش افتاد شروع به بوسیدن و لیسیدن اون کوس بلور و مثل برفش کردم ، رو تخت ولو شده بود و من ول کن اون کوس خوشگلش نبودم اینقدر خوردم که دوباره آب از کوسش راه افتاد و خودش هم به آآآآآآآه ه ه ه ه و اوووووووه افتاده بود . بلند شدم و لباسهامرو در آوردم و این بار رفتم سراغ لبهاش و هینطور که رو سپیده دراز کشیده بودم و ازش لب می گرفتم با یک دستم سینه ها و با دست دیگه هم کپلهاش رو می مالیدم کیرم مثل یک باطوم ، بزرگ و کلفت شده بود چون سپیده هم داشت با کیرم بازی می کرد . بعد از کلی لب گرفتن گفتم حالا دیگه موقعشه و بدون اینکه منتظر بشم که بهم جواب بده دوباره رفتم پایین و شروع به لیسیدن کوسش کردم و با یک دستم نوک سینه هاش رو بازی می دادم و با دست دیگه هم سعی می کردم انگشتم رو تو سوراخ کونش فرو کنم با استفاده از خیسی کوسش آروم آروم انگشتم رو تو کونش فرو کردم و برای اینکه از حالت لذت در نیاد به خوردن کوسش ادامه دادم دیگه انگشتم تا ته تو سوراخ کونش بود ولی این کافی نبود به آرومی سعی کردم یکی دیگه از انگشتهامرو هم تو سوراخش فرو کنم که دیگه داد سپیده در اومده بود و داشت درد می کشید .بلند شدم و برگردوندمش و دو تا بالش بزرگ هم گذاشتم زیر شکمش تا کونش حسابی بیاد بالا و حالت سجده بگیره حالا هم کوسش و هم سوراخ کونش باز شده بود گفتم آماده ای ؟ می خواهم شروع کنم !!!

گفت بکن دیگه طاقت ندارم ولی …..

نگذاشتم حرفش رو تموم کنه گفتم می دونم مواظبم تو هم مواظب باش بلند داد نزنی که آبرو ریزی میشه . بعد حسابی با زبون و تف و آب کوسش سوراخ کونش رو ماساژ دادم بعد نوک کیرم رو با تف حسابی خیس کردم و با سوراخ کونش میزون کردم و یک فشار کوچیک دادم کیرم به زور تا کلاهکش رفته بود تو و سپیده هم داشت از درد آه می کشید ولی سعی می کرد صداش در نیاد ، گفتم دهنترو بچسبون رو بالش . چون می خواستم بیشتر فشار بیارم میدونستم که نا خودآگاه داد می زنه خودم هم سعی کردم نزارم سرش رو از بالش بلند کنه بعد با یک فشار سریع کیرم رو تا ته فرو کردم تو کونش و بی حرکت موندم از دردی که سپیده می کشید خودم دلم سوخت ولی می دونستم تا چند دقیقه دیگه این درد جای خودش رو به لذت می ده برای همین وقتی گفت دارم می سوزم گفتم صبر می کنم یک کم دردت کمتر بشه بعد شروع می کنم .با یک دستم کمرش رو به طرف خودم کشیده بودم و با دست دیگه هم پشتش رو به سمت تخت فشار می دادم تا صورتش رو نتونه از رو بالش بلند کنه و صداش در نیاد . به آرومی شروع به تلمبه زدن کردم و خیلی آروم و آهسته کیرم رو عقب و جلو می کردم با این کارم کپلهاش به سمت بالا و پایین حرکت می کرد اصلاً نمی تونستم تصور کنم که اون کونی که از مدتها پیش می خواستم بکنم رو حالا فتح کرده باشم . دیگه داشتم حرکاتم رو تندتر و تندتر می کردم و با نهایت لذت اون کون رو می کردم صدای سپیده هم از آخ درد به آآآآآآه و اووووه لذت تبدیل شده بود و هر دومون داشتیم حسابی حال می کردیم . تو همین حال بودیم که سپیده گفت بکن تندتر بکن بذار پاره بشم خیلی حال می ده و شروع کرد به گفتن کلماتی که منرو بیشتر تحریک کنه چند دقیقه ای تلمبه می زدم که برای اینکه بیشتر حال کنم کیرم رو از کونش بیرون می کشیدم و با فشار دوباره می کردم تو یعنی با هر تلمبه ای که می زدم ، کیرم رو کامل در می آوردم دوباره فرو می کردم . این کارم حسابی تحریکش کرده بود بعد برگردوندمش و همونطور که بالشها زیر کمرش قرار گرفت با دستهام پاهاش رو به سمت سینه هاش بالا بردم و کیرم رو که دیگه بخوبی هر دو تا سوراخش رو راحت پیدا می کرد با سوراخ کونش میزون کردم و فرو کردم تو حسابی خیس عرق شده بودیم با هر فشاری که می آوردم سینه هاش به سمت بالا می پرید وای که چقدر این صحنه لذت بخش بود ، کیرم تو کونش فرو می رفت و شکمم به کوسش می خورد و سینه هاش بالا و پایین می پرید . سپیده هم پشت سر هم می گفت جوووووووون ، بکن تندتر خیلی خوبه خیلی حال می ده تندتر بکن . من هم که با گفته های سپیده بیشتر تحریک می شدم دیگه وحشیانه تلمبه می زدم .

سپیده گفت دیگه درش بیار بکن تو کوسم .

گفتم صبر کن . می کنم دیگه می خواست آبم بیاد کشیدم بیرون چند لحظه مکث کردم .

گفت چی شد ؟؟؟؟؟ بکن بزار حال کنم .

ایندفعه با فشار کیرم رو تو کوسش کردم که یک جیغ کوچیک کشید ولی تا ته تورفت دوباره شروع کردم به تلمبه زدن دیگه زیاد طول نکشید که باز هم با هم ارضاء شدیم و تمام آبم رو تو کوسش خالی کردم و رو سپیده ولو شدم دیگه اینقدر خسته شده بودم که نای بلند شدن از جام رو نداشتم . واسه همین هم همونطور که رو سپیده خوابیده بودم شروع به بوسیدن لبهای برجسته اش کردم چون امروز اینقدر این لبها رو مکیده بودم که ازکبودی حالت برجسته گرفته بود . بعد از اینکه حسابی بوسیدمش به ساعت نگاه کردم دیدم حدود 4بعدازظهره گفتم پاشو بریم یه دوش بگیریم که دیگه باید برگردیم .

همون طور بلند شدیم رفتیم تو حموم و اون تو هم کلی با هم دیگه حال کردیم و کیرو کوس همدیگر رو شستیم ، خلاصه خیلی حال داد . حالا دیگه سپیده هم مال منه و همش به یاد منه و برام زنگ می زنه .

سپیده تو راه می گفت تو تهرون چی کار کنم ؟؟ اونجا کی و چطور با هم حال کنیم ؟

گفتم حالا بزار برسیم وقتی موقعیت جور شد بهت خبر می دم .

پایان

نویسنده : حمیدبلا

یک پاسخ

  1. kkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkmmmmmmmf
    fffffffffffffffffffv

    dddddd

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: