من و عموم (قسمت سوم)

فردای آن روز که از خانه کامیار اومدم. صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی بودیم بگم که با کامی سکس داشتم.

فردای آن روز که از خانه کامیار اومدم. صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی بودیم بگم که با کامی سکس داشتم.
کلآ سکس با کامیار شاید سکسی پر از لذت برای من نبود ولی حداقل سکس با کسی بود که خودم انتخاب کرده بودم و خودم برای لذت بردن خودم حاضر به سکس شده بودم. خارج از جریان لذت بردن خودم چیزی که باعث می شد که من دلم بخواهد که به بچه ها جریان سکس با کامیار رو بگم این بود که تو شرایط سنی ما تو مدرسه نمی توانم که بگم رقابت بود ولی کلآ کسانی که سکس رو تجربه نکرده بودن به کسانی که سکس رو تجربه کرده بودن طوری نگاه می کردند که مثل اینکه موفق شدن یک کار فوق العاده انجام دادن.

چون همه می خواستند این نوع رابطه رو که با جنس مخالف (پسرها) که اون موقع این رابطه برای ما پر از علامت های سوال بود و از یک طرف هم نیازی بود که همه ما تو اون موقع به دنبال راهی برای برطرف کردنش بودیم را تجربه کنند.
هر چند که من قبل از سکس با کامی سکس را تجربه کرده بودم ولی سکس های من طوری بود که نمی توانستم برای دوستانم تعریف کنم چون که سکس با فرید که اصلآ انجام نشد و سکس با عموم هم آنقدر برای خودم عجیب بود که خودم هم اون رو یک سکس عادی نمی دانستم ولی سکس با کامی سکس بود ، یک سکس که می توانستم به اون افتخار کنم !!!!!!

واقعاً چرا پس تو مدرسه جریان سکس با کامیار رو را با کمی اضافه و کم کردن تعریف کردم و خوب عکس العمل متفاوتی داشتند ولی چیزی که برای من جالب بود این بود که همان طوری که من قبلاً وقتی که دیگران در مورد سکس حرف می زدند من کنجکاو می شدم حالام خیلی از دوستانم رو به همین شکل می دیدم. و از همه جالب تر این بود که ترسی که من در سکس در مورد اول و دوم من داشتم رو هم اکثر بچه ها داشتند. یک جوری احساس می کردند که سکس کار ترسناکی است.

بعد از ظهر که از مدرسه برگشتم به خونه دیدم که مامان نیست و یک نامه گذاشته که با خاله زری (زن عموم که من بهش خاله می گفتم ) رفتن بازار و
من هم چون که هم خسته بودم و هم گرسنه سریع غذا را برای گرم شدن روی گاز گذاشتم و رفتم داخل اتاق تا لباس هام رو عوض کنم.
بعد از اینکه لباس هام رو عوض کردم و ناهار رو خوردم رفتم و داخل اتاقم رو تخت دراز بکشم که خوابم برد و با صدای زنگ در ورودی از خواب پریدم معلوم بود که چند دقیقه هست که در حال زنگ زدن هست چون کم کم داشت زنگ ها ممتد می شد.
من هم که فکر می کنم هنوز بیست دقیقه هم نرسیده بود که خوابیده بودم رفتم در رو باز کردم(فکر می کردم که مامان است که بر گشته) و بدون اینکه توجه داشته باشم که کیه سلام کردم و به سمت اتاقم بروم که بخوابم که متوجه شدم کسی که جواب سلامم رو داد عموم بوده یک لحظه مثل کسایی که برق گرفتشون بر گشتم و عموم رو دیدم که داره من رو نگاه می کند من دوباره سریع سلام کردم که دوباره جواب سلامم رو داد و گفت : ترسیدی ؟ که گفتم که نه فکر کردم مامانه که داره زنگ می زند .
گفت : حالا حالا ها بر نمی گردند چون زری به من زنگ زد و گفت که بازارن و کارشون یکی دو ساعت مونده و فکر کنم تا بر گردند طول بکشه.
من داشتم هنوز عموم رو نگاه می کردم و نمی دونستم که باید چیکارکنم که یک آن عموم به سمت مبل حرکت کرد و گفت : نمی خوای عموت رو به یک چایی دعوت کنی؟ که من سریع جواب دادم چرا حتماً
حرکت کردم سمت اشپزخانه و کتری برقی رو آب کردم و گذاشتم که داغ بشه و راه افتادم سمت اتاقم تا تو حمام آب به صورتم بزنم تا خواب از سرم بپره در حالی که از جلوی عموم برای رفتن به اتاقم رد می شدم متوجه نگاهش به پاهام شدم که یک لحظه متوجه خودم شدم که شلوارک پامه و این دلیله خیره شدنه عموم به پاهای منه .
رفتم توی حمام و آبی به صورتم زدم و اومدم توی اتاقم و در همین حال داشتم به این فکر می کردم که عموم که حتماً برای سکس اومده ( من آدم بدبینی نیستم ولی با کارهایی که عموم می کرد نمی شد به این مسئله شک کرد ) چجوری بازم از زیر این کار در برم.
تصمیم گرفتم که حداقل شلوارک را در بیارم و شلوار بپوشم که کمتر جلوی عموم جلب توجه کنه پس از داخل کمد شلوارم رو ورداشتم و شلوارکم رو در آوردم که شلوارم رو به پوشم که صدای عموم از پشت سرم شنیدم که می گفت: من عاشق این پاهای سفیدتم سارا!!!

وای بازم اون یک قدم از من جلو تر بود!
سریع بر گشتم که دیدم که پشت سرمه و داره میاد سمت من که من سریع گفتم: عمو امروز رو اصلاً نمیتونم خواهش می کنم بزاریم برای یک روزه دیگه (دیگه بعد از دو بار سکس با عموم می دونستم که با زور نمی توانم که کاری از پیش ببرم )
که عموم بازم در حالی که به سمت من می اومد گفت: حالا توقع داری که من که این همه مدت منتظرت بودم حالا که بهت رسیدم از فرصت استفاده نکنم؟ این طوری که پیداست خودتم که بدت نمیاد از طرز نگاهش که به من بود متوجه خودم شدم که دیدم که با یک شرت و یک تی شرت جلوش ایستادم و اونم فکر کرده که من داشتم خودم رو برای سکس با اون آماده می کردم پس دیدم که چاره ای نیست و باید تن به این سکس هم می دادم !!
ولی چیزی که من رو می ترسوندم این بود که من دیروز با کامیار سکس داشتم و می ترسیدم که عموم جریان کامیار رو بفهمه!
عموم دیگه به من رسیده بود و که دو دستش رو به پشتم برد و یکی رو پشت کمرم و یکی دیگه رو از پشت لای پاهام گداشته بود و سعی می کرد که با فشار دستاش خودش رو به من بیشتر نزدیک کنه ولی شکم بزرگ اون باعث می شد که این کار را بتونه انجام بدم در همین حال لبش رو روی لبای من گذاشت و داشت سعی می کرد که لب های من رو داخل دهنش بکشه .
بعد خودش رو عقب کشید و دست من رو گرفت و گفت : بریم تو اتاق داداش اینها و به سمت اتاق حرکت کرد در همین حال از عقب دستش رو کرد توی شرتم و لای کونم رو دست می کشید ( نمی دانم ولی یه احساس خاصی داشتم این بار حدوداً من لخت بودم و داشتم بدون هیچ مخالفتی با عموم می رفتم ) وقتی داخل اتاق شدیم عموم شروع به باز کردن دکمه های پیرهنش کرد و با یک حرکت پیرهنش رو از تنش در آورد و شکم بزرگش و سینه پشمالوش پیدا شد و بعد اومد جلوی من و در حالی که دستش رو رو پهلوی من می کشید کم کم بالا اومد و تیشرتی که تنم بود رو در آورد و با دستش شروع به مالیدن سینه های من شد و با فشار من رو رو به عقب می برد در حالی که پشت پاهام داشتم لبه تخت رو حس می کردم با یک فشار منو رو تخت پرت کرد و اومد جلو و خم شد و با دستاش شروع به در آوردن شورت من کرد وقتی که شورت منو کامل از پام در آورد و پاهام رو باز کرد و سرش رو گذاشت بین پاهام و با زبونش رو کسم کشید که نا خداگاه یه آه بلند کشیدم و چند بار این کار رو تکرار کرد و من داشتم لذت می بردم گاهی اونقدر این کار تحریکم می کرد که به خودم می پیچیدم در همین حال عموم سرش رو بالا آورد و گفت : اگر همیشه با من راه بیای کاری می کنم که همیشه بخوای که با من باشی .
بعد بلند شد و کمر بندش رو باز کرد و شلوارش رو در آورد و فقط با شورت اومد و روی تخت خوابید و به من گفت : بیا عزیزم
من هم رفتم روش و در حالی که با دستاش بدنم رو می مالید داشتیم با لب های هم بازی می کردیم که به من گفت : بخورش من هم از روش بلند شدم و آروم شرتش رو پایین کشیدم که کیرش که شل شل بود از شرتش بیرون اومد تا حالا تو سکسام کیرهایی که دیده بودم همیشه سفت بود ولی کیر عموم این بار کاملآ شل شل بود و مثل اینکه اصلاً این چند دقیقه که کنار هم بودیم تحریکش نکرده بود!!
من شروع کردم که با دستهام با کیرش بازی کردن که کم کم داشت سفت می شد بعد کیرش رو کردم توی دهنم و یه مزه خاصی می داد من قبلاً مزه ترش که اول که کیر رو می خوردم را حس کرده بودم ولی این یه مزه خاص داشت نمی دونم چی بود . شروع کردم به ساک زدن براش که دیدم چشماش رو بسته و معلومه که داره لذت می بره بعد از چند دقیقه که براش ساک زدم بهم گفت که بیام روش به صورت بر عکس به خوابم من هم همین کار رو کردم که طوری که کیره اون جلوی من بود و کس و کون من جلوی صورت اون بود . من شروع کردم به ساک زدن براش و گاهی هم به تخماش بازی می کردم و عموم هم بعد از اینکه چند بار با دست رو کسم می کشید سعی می کرد که با دست دوباره گشادم کنه و اول یه انگشتش رو کرد تو کونم من هم هیچ واکنشی نشون ندادم بعد هم انگشت دوم و سوم رو که معلوم بود با آب دهنش خیس کرده بود کرد توی کونم بعد از این به من گفت که از روش بلند بشم من هم همین کار رو کردم و پشتم رو به اون کردم و دستام رو هم روی تخت گذاشتم و عموم در حالی که با کیرش بازی می کرد اومد و پشت من و با شصت هر دو دستش کرد تو کون من و سعی کرد که دو تا شصتش رو از هم جدا کنه من احساس کردم که کونم داره جر می خوره خودم رو جلو می کشیدم تا بهش بفهمونم که دارم درد می کشم که یک آن از بالا آب دهنش رو انداخت رو کونه من طوری که قشنگ حس کردم یکمش رفت تو بعد کیرش رو گذاشت دم سوراخم من داشتم انتظار یه درد شدید رو می کشیدم که کیرش رو کرد تو کونم ولی این بار دردش خیلی کمتر از دفعه های قبل بود یعنی می توانم بگم در مقابل دردی که دیروز داشت این درد صفر بود.

احساس کردم که عموم ممکن هست که از روی واکنشی که نشون می دهم متوجه بشود که من دیروز سکس داشتم پس سعی کردم که یک جوری نشون بدهم که مثلاً دارم درد می کشم. عمو بعد از دو سه بار که آروم کیرش رو کرد و در آورد حالا سرعتش رو زیاد کرده بود و من دیگه کیرش را احساس نمی کردم و داشتم از این حرکت لذت می بردم. پس سعی کردم که این لذت رو بیشتر کنم پس یکی از دستهام رو آوردم و شروع کردم که با کسم بازی کردن .عموم داشت با قدرت هرچه بیشتر خودش رو به من می کوبید و این کار باعث می شد که کل بدن من و سینه هام تکون بخوره دیگه داشتم واقعآ لذت می بردم و صدای من کل فضای اتاق را پر کرده بود و عموم هم مثل اینکه صدای من بیشتر تحریکش می کرد داشت هر لحظه ضربه هاش رو محکمتر می کرد. (تجربه سکس با عموم نشون می داد که اون سریع تر از کامیار ارضا می شد ) پس فکر می کردم که کم کم باید آبش بیاد.
بر گشتم و بصورتش نگاه کردم خیس عرق بود و داشت از صورتش عرق می چکید. عموم یک لحظه کیرش رو کشید بیرون و خوابید رو تخت و از من خواست که بیام روش من هم در حالتی که روم به سمت اون بود اومدم روش نشستم. بعد یکم از روی شکمش فاصله گرفتم تا کیرش رو با دست بگیره و کارش رو بکنه وقتی اومدم پایین تا کیره عموم بره تو کونم چون درست نگه نداشته بود از پشت کونم در رفت یک بار دیگه هم امتحان کردیم باز نشد که گفت: خودت امتحان کن.
من هم کیرش رو تو دستم گرفتم و آروم روش نشستم بدون اینکه چیزی حس کنم کیرش تو کونم رفت و شروع کردم به بالا و پایین کردن خودم معلوم بود که عموم زیاد از این حالت راضی نبود و می خواست که این کار رو سریع تر انجام بدهم ولی من زیاد نمی تونستم که این کار رو خوب انجام بدهم پس خودش هم سعی می کرد که با حرکت کمرش به من کمک کنه چند دقیقه که این کار رو کردیم هردومون کلی عرق کرده بودیم که گفت :بسته!
تعجب کرده بودم که چرا هنوز ارضا نشده
که عموم گفت که : برگرد و رو تخت بخواب و پاهات رو باز کن
به همون حالت شدم و اون هم اومد بین پاهام و آروم کیرش رو کرد تو (دیگه حس کردم که سوراخ کونم کاملاً باز شده و بسته نمیشه ) این روش همیشه برام سخت بود چی برسه به اینکه که عموم با شکم بزرگش و اون وزنش بخواد اون کار رو بکنه به همن خاطر هردومون از این روش منصرف شدیم.
که عموم من رو روی تخت روی شکم خوابوند و از پشت سعی می کرد که بکنه توی کونم در این روش از یه جهت کیرش کامل تو کونم نمی رفت از یه جهت هم باید وزنش رو تحمل می کردم . شانش آوردم که به خاطر دلیل اول عموم از ادامه کار منصرف شد.
بعد من روی لبه تخت به حالت چهار دست و پا شدم و اون از تخت رفت پایین و در حالی که ایستاده بود کیرش رو از پشت کرد توی کونم و با شدت عقب و جلو می رفت!
حالا کاملاً کل بدنش خیس خیس بود و ضرباتی که به من میزد کل بدنم رو می لرزوند و گاهی هم چنگ محکم فشار می داد ولی چیزی که مهم بود حس تازه ای بود که من داشتم و هیچ وقت اینقدر لذت نمی بردم و هر لحظه به این لذت اضافه می شد.
که احساس کردم اون کیرش رو که تو کونم نگه داشت و حس کردم چیزی توم خالی شد.
عموم روی تخت افتاد و منم خواستم همین کار رو بکنم که یاد کتری برقی افتادم که هنوز به برق بود .

حالا می دونم که اون مزه خاص کیر و این ارضا شدن دیر عموم برا چی بود.
از این به بعد هر موقع کیر طرفم مزه لیدوکائین و … میدهد می دونم که سکسم بیشتر از حالت عادی طول خواهد کشید!!!

نوشته: سارا

پاسخی بگذارید

Please log in using one of these methods to post your comment:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: