این وبلاگها آپ نخواهند شد

سلام به همه  دوستان سکسی سکس برای همه

بدلیل اینکه در چند انجمن فعالیت همزمان دارم

و این وبلاگها هم اگه خیلی فعال باشه زود فیلتر میشه

میتونید با جستجو در گوگل یا یاهو با عنوان
«hal4all«

همیشه به روزترین سایتهای من رو داشته باشید

یا به آدرسهای زیر مراجعه کنید :


بزرگترین انجمن عکس و کلیپ سکسی


بزرگترین انجمن سکس برای همه

بازنده – قسمت هفتم (آخر)

به خودم اومدم دیدم مامان الناز رو سرم واساده به صورتم آب میزنه با نگرانی گفت عزیزم حالت خوبه؟

…….

Continue reading

بازنده – قسمت ششم

خونشون طبقه 12 بود.در آسانسور باز شد یه خانم خارجی هم کنار من اومد داخل آسانسور تو آینه به خودم خیره شدم دستم رو گذاشتم رو گره کروات درست مثل سگی که به قلاده عادت نداره! هی با گره کروات ور میرفتم آخرش برگشتم سمت خانمه گفتم من از کروات خوشم نمیاد باید کی رو ببینم؟

……………….

Continue reading

بازنده – قسمت پنجم

یکم رفت عقب اشکاش آروم آروم میریختن روی گونه های برجسته و قرمزش یکمی بهش نگاه کردم گفتم گریه نکن آروم گفت مگه واسه تو مهمه؟

…………………..

Continue reading

بازنده – قسمت چهارم

به ساعت نگاهی انداختم نزدیک 9 شب بود.موبایلم رو در آوردم یه زنگ زدم به شماره الناز چند تا بوق زد گوشی رو برداشت…
سلام
- سلام
خوبین؟
- ممنون شما؟
Continue reading

بازنده – قسمت سوم

خلاصه به هر بد بختی بود خودم رو رسوندم ماشین رو پارک کردم یکم سر و وضعم رو مرتب کردم رفتم داخل هتل کنکورد که برم آرمان کافه.اومدم نزدیک در آرمان کافه تازه یادم افتاد وای چرا جیبم رو خالی نکردم؟ باز سوتی نشه؟!

Continue reading

بازنده – قسمت دوم

موقع شام باهم کلی صحبت کردیم خندیدم.بعد از شام یه سیگار روشن کردم به خیابون خیره شدم جاسم آروم زد رو شونم گفت چته؟ عاشقی؟

Continue reading

بازنده – قسمت اول

با تشکر از آرا و سایت آویزون

شب خیابون الرقته روی صندلی های بیرونی KFC نشسته بودم با ولع خاصی سیگارم رو میکشیدم و طبق معمول به جمعیت بی پایان خیره بودم.

Continue reading

سنتوری – قسمت چهارم

گفتم : ماشااله به این کمر ، مشخص شد که خواهر خودمی !!!! من هم جوونتر که بودم تو یک شب تا صبح (6-7ساعت) شاید 10 بار سکس می کردم . هنوزم اگه پاش بیفته پوز خیلی از جوونترها رو میزنم .

Continue reading

سنتوری – قسمت سوم

بهش گفتم : تحریکت می کنه ، گفت : خیلی زیاد ….

دست راستم رو از پشت گردنش به سینه راستش رسوندم و به آرومی برجستگی بالای سینه اش رو که از سوتینش بیرون زده بود رو میمالیدم .

Continue reading

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.