سنتوری _ قسمت دوم

دیگه تقریباً مطمئن بودم که خواهرم هم مثل من عاشق سکس هستش و از سکس بدش نمی آد .

بعد از چند روزی که شمال بودیم (اونهم با سپیده و آذر که بعداً در مورد اونهم حتماً باید بنویسم )

Continue reading

سنتوری- قسمت اول

چند سال پیش زمانی که چند وقتی با مادر و پدرم سر یک موضوعی کنتاکت پیدا کرده بودیم ، تقریباً رفت و آمدم قطع شده بود و ازشون کمتر خبر داشتم .

Continue reading

من و عموم (قسمت چهارم – عروسی)

نزدیک امتحان های آخر سال بود و من داشتم کم کم خودم رو برای امتحانات آماده می کردم ، هر چند که اکثراً من برای امتحانات مشکلات خاصی نداشتم و تو درس هام زیاد مشکل نداشتم اما خوب بالاخره امتحان بود و اونم امتحان نهایی.

Continue reading

من و عموم (قسمت سوم)

فردای آن روز که از خانه کامیار اومدم. صبح که به مدرسه رفته بودم یک جورایی می خواستم به همه بچه ها که با هم یکمی صمیمی بودیم بگم که با کامی سکس داشتم.

Continue reading

من و عموم (قسمت دوم)

سکس دوم من و عموم

بعد از جريان فريد و بعدشم عموم ديگه با هيچ پسري نبودم تا اينکه اوايل تابستان شيرين(يکي از دوستاي صميمي اون موقع و الانم) زنگ زد گفت : با دوست پسرش مي خوان برن بيرون منم باهاشون برم.
Continue reading

من و عموم (قسمت اول )

اين داستان واقعي است
من سارا و الان 23 سالمه اين ماجرا براي 4 سال پيش است حدود 5 ماه بود که با فريد دوست شده بودم .
Continue reading

من و آذر و سپیده (قسمت هشتم-آخر)

پشت سر آذر من هم وارد حموم شدم و قبل از اینکه به دوش آب برسه از پشت بغلش کردم و لبم رو دم گوشش گذاشتم و آروم تو گوشش گفتم : مرسی عزیزم .

Continue reading

من و آذر و سپیده (قسمت هفتم )

این صحنه ها حسابی تحریکم می کرد و به آرومی کیرم رو هل دادم تو کون سپیده البته با دستهام کمر سپیده رو چنان محکم گرفته بودم

Continue reading

من و سپیده (قسمت چهارم)

از اکبرجوجه که برگشتیم ساعت حدود 3 بود و می بایست تا قبل از ساعت 5 می رفتیم ترمینال تا ماشین برای برگشت گیرمون بیاد . تو راه برگشتن از اکبر جوجه یه مقدار هم خرت و پرت ، مثل دلستر و کیک و چیپس و این جور چیزها گرفته بودم که دوباره ضعف نکنیم .

Continue reading

من و سپیده (قسمت سوم)

سپیده هنوز رو تخت دراز کشیده بود و خودش سوتینش رو هم در آورد حالا بدن بلوری و سفیدش بدون هیچ مانعی در دید من بود . بهش گفتم خوب حالا نوبت توست که ببینم چی کار می کنی ……!!!!

Continue reading

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.